بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
کودتاگران آمریکایی - صهیونیستی پس از هتک حرمت قرآن کریم و اماکن مقدس و آموزشی و بهآتشکشیدن بازارها و اموال ملت و قتل کودکان بیگناه آتش فتنه را به برخی مراکز علمی بردهاند.
در پی جسارت نسبت به شخصیت عظیمالشان ولایت و بیحرمتی به پرچم جمهوری اسلامی که نماد نظام مقدس جمهوری اسلامی است، پایگاه مردمی بینات ضمن محکومیت اعمال شنیع این عناصر دشمن و همراهان غافل و جاهل آنان، مرقومهای از حضرت آیتالله وفسی در موضوع پرچم را به انتشار میگذارد.
برای مطالعه متن کامل این مرقومه، به "ادامه مطلب" مراجعه نمایید.
حضرت آیتالله وفسی:
حکومت اسلامی، امری الهی و مقدس است و حفظ حرمت نمادهای آن، از جمله پرچم، اگر در راستای صیانت از نظام اسلامی باشد واجب است.
بِسْمِ اللَّهِ النُّور
پرچم
پرچم بهعنوان نماد سیاسی و اجتماعی، حاصل سیر تاریخی طولانی است که از نشانهای قبیلهای آغاز و در نهایت به نماد هویت سیاسی دولتهای امروزی بدل شد. در جوامع باستانی، پیش از شکلگیری مفهوم «ملت»، آنچه وجود داشت بیرق نظامی بود. در افسانههای ایران باستان، درفش کاویانی که روایت آن در شاهنامه آمده، علاوه بر کارکرد رزمی، نماد مشروعیت شاهنشاهی و پیوند قدرت شخص شاه با خدایان بود. هرچند داستان کاوه آهنگر جنبه اسطورهای دارد، اما اصل وجود درفشی سلطنتی در دوره ساسانی مستند است. در روم باستان نیز لژیونهای نظامی با نشان عقاب هویت و انسجام یگان خود را تعریف میکردند. در این دوران، پرچم نشانه ملت نبود، بلکه نمایانگر اقتدار فرمانروا یا یگان نظامی بود.
در قرون میانه، پرچمها ماهیتی سلطنتی و دینی یافتند. در اروپا، بیرقهای خاندانهای فئودالی و صلیبها در جنگهای صلیبی بیانگر پیوند دین و قدرت بودند؛ چنانکه صلیب سرخ بر زمینه سفید بعدها به پرچم برخی کشورها بدل شد. در جهان اسلام نیز رنگها، بهویژه در لباس و بیرق، بار سیاسی پیدا کردند؛ سفید شعار امویان و سیاه شعار عباسیان بود، اما هنوز پرچم بیشتر نشان حاکمیت شخصی بود تا اراده عمومی مردم.
در صدر اسلام، «رایة» و «لواء» اهمیت داشت. از پرچم پیامبر اسلامﷺ با عنوان «عقاب» یاد شده و گزارشهایی از رایة سیاه و لوای سفید نقل شده است. کارکرد بیرقها سازماندهی سپاه و تمرکز فرماندهی بود. در دوره خلافتهای اموی و عباسی، رنگ لباس و پرچم نشانه تمایز سیاسی شد. عباسیان از آغاز دعوت خود رنگ سیاه را برگزیدند و به «سیاهجامگان» شهرت یافتند؛ این رنگ هم در پرچمها و هم در لباس رسمی خلافت بهکار میرفت، در حالی که امویان بیشتر با سفید شناخته میشدند.
در دوره خلافت مأمون و همزمان با ولایتعهدی امام رضا(ع) در سال ۲۰۱ هجری، این رنگ بهطور موقت به سبز تغییر یافت تا حمایت علویان جلب شود. این تغییر در پوشش و آیینهای درباری نیز نمود داشت، اما با مخالفت عباسیان روبهرو شد و پس از شهادت امام رضا(ع)، خلافت دوباره به سیاه بازگشت. بنابراین، سیاه هم رنگ پرچم و هم لباس رسمی بود و سبز تنها در مقطعی کوتاه و با انگیزه سیاسی جایگزین شد.
در اندیشه سیاسی اهل سنت، پرچم غالباً جزو «شعائر سلطانی» محسوب میشود، اما در فقه شیعه بهعنوان موضوعی مستقل کمتر مورد بحث بوده است.
در آثار فقهی و مباحث جهاد، لزوم تمایز سپاه حق و باطل مطرح است اما انتظام برای نیروهای نظامی توسط بیرق به عنوان امری عقلایی مطرح است. در دورانهای متأخر، با شکلگیری دولت در عصر صفوی تا استقرار نظریه حکومت ولایت فقه، پرچم در چارچوب «حفظ نظام» میتواند معنا پیدا کند. حکومت اسلامی، امری الهی و مقدس است و حفظ حرمت نمادهای آن، از جمله پرچم، اگر در راستای صیانت از نظام اسلامی باشد واجب است. بنابراین، اهانت به پرچم حکومت اسلامی در صورتی که هتک شعائر یا تضعیف نظام را شامل شود، جایز نیست و میتواند جنبه کیفری داشته باشد.
تحول بنیادین معنای پرچم با تثبیت اصل حاکمیت سرزمینی و جغرافیای سیاسی امروزی رخ داد. انقلابهای بزرگ، پرچم را از نشان سلطنت به نشان ملت بدل کردند؛ پرچم سهرنگ فرانسه در پی انقلاب آن کشور، نماد حاکمیت طبقه متوسط شد و پس از انقلاب استقلال در آمریکا، پرچم ایالات متحده نشان اتحاد ایالتها گردید. در سدههای بعد، با گسترش ملیگرایی و انقلابهایی چون انقلاب بلشویکی در روسیه، پرچم به ابزار بسیج ایدئولوژیک تبدیل شد. پس از جنگ جهانی دوم و موج استعمارزدایی، کشورهای تازهاستقلالیافته، بهویژه در جهان اسلام، پرچمهایی طراحی کردند که آمیزهای از رنگهای تاریخی، هویت بومی و آرمان استقلال طلبی بود. امروزه نیز در نهادهایی مانند سازمان ملل، برافراشته شدن پرچم نشانه شناسایی رسمی یک دولت است.
نتیجه: پرچم در سیر تاریخی خود از نشانه تمایز قومی، قبیلهای و جنگی به نماد هویت جمعی و حاکمیت سیاسی ارتقا یافته است. در جهان اسلام نیز این تحول از رایههای نظامی صدر اسلام تا پرچمهای دولتهای معاصر، همراه با شعائر و مشروعیت سیاسی مدرن، بازتابی از گذار تاریخی از امت واحده دینی به دولتهای ملی و متفرقه در چارچوب نظم جهانی ابرقدرتها است.
انشاءالله انقلاب مقدس اسلامی زمینهساز وحدت جهانی مستضعفان برای تحقق حکومت عدل مهدی موعود(عج) زیر پرچم مقدس قرآن کریم باشد و بشر را به آخرین قله کمالات انسانی هدایت کند.
یاعلی
مطرح شده در ۱۴۰۴.۱۲.۵
تاريخ : پنجشنبه 07 اسفند 1404 | 13:25 | نویسنده : سردبــیر | ارسال نظر(0)









