بسم الله القاصم الجبارین
عهد با ولی
اتحاد مقدس، اتحاد بر سر حق است؛ نه ائتلاف بر سر قدرت، منافع و مصلحتهای سیاستبازان.
﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾
حبلالله، یعنی اسلام ناب محمدی، محور وحدت مقدس است.
حضرت امام رضا علیهالسلام:
«كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي، وَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي.» سپس فرمودند: «بِشُرُوطِهَا وَأَنَا مِنْ شُرُوطِهَا.»
این حدیث نشان میدهد که توحید، تنها یک شعار نیست؛ توحید، شروط و لوازمی دارد و ولایت از ارکان آن است. ازاینرو، اتحاد مقدس بر محور توحید و ولایت معنا پیدا میکند.
اما در عصر غیبت، ولایت فقیه جامعالشرایط، در چارچوب قانون اساسی، محور اصلی تدبیر و اداره جامعه اسلامی است.
ازاینرو، معیار اتحاد مقدس در جمهوری اسلامی، پذیرش اسلام ناب، ولایت و اصول بنیادین انقلاب اسلامی است؛ نه صرفاً حضور در یک ائتلاف سیاسی یا تکرار شعار «وفاق و انسجام».
وفاقی که نیروهای حق و باطل را یکسان ببیند، وفاق نیست؛ همراهی با خائنین است. انسجامی که اصول را قربانی مصلحتهای غیراسلامی کند، تقسیم منافع است؛ وحدتی که ولایت را به یک شعار تقلیل دهد، فریب است.
یکی از روشنترین نشانههای بیصداقتی در ادعای اتحاد مقدس، بهکارگیری و میداندادن به فتنهگران و جریانهایی است که در بزنگاههای حساس، در برابر اصل نظام و ولایت ایستادهاند. نمیتوان با زبان از انقلاب و ولایت سخن گفت و در عمل، سرمایه اجتماعی و سیاسی را در اختیار کسانی گذاشت که سابقه روشن در تقابل با همین مبانی دارند.
چگونه ممکن است رضایت عملی به کشف حجاب، برهنگی، عادیسازی منکرات و صحنههای مستهجن در مترو و... به صورت علنی داد، و بعد با صرف قرائت چند آیه از قرآن، ژست متعهد دلسوز گرفت؟! پذیرش اسلام ناب، پذیرش گزینشی احکام الهی نیست؛ بلکه به معنای اعتقاد به حاکمیت همهی ارزشها و احکام الهی و تلاش برای تحقق آنها در جامعه است.
﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾
نمیتوان از یک سو شعار اجرای شریعت داد و در مقام عمل، در برابر تعطیلی یا بیاعتنایی به احکام الهی رضایت نشان داد و با میدان دادن به هرزهها، اراذل و اوباش، تنها گفت: «باید کار فرهنگی کرد».
شعار جنگ و در عین حال بیان ضعف و ناتوانی، و سپس پذیرش آتشبس و صلح تحمیلی، نشانهای جدی از دوگانگی و بیثباتی در مواضع است. معیار صداقت، شعارهای پرطنین نیست؛ بلکه موضع روشن، مسئولیتپذیری و ثبات در برابر هزینههای مقاومت اسلامی است.
نفاق سیاسی نیز از همینجا آشکار میشود: فاصله میان آنچه گفته میشود و آنچه در عمل انجام میگیرد.
از آن خطرناکتر، استفاده ابزاری از نام رهبری است.
اینکه گفته شود «همهچیز با رهبری هماهنگ شده»، بدون ارائه مبنا و تطبیق عملکرد با اصول و رهنمودهای ولایت، آیا دلیل بر عدم ولایتپذیری نیست؟
ولایتپذیری با ادعا اثبات نمیشود؛ با التزام عملی اثبات میشود.
﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾
مؤمن واقعی راضی و تسلیم حق و فرمان ولی و بر عهد خویش استوار است.
﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾
یاعلی
۲۰ مرداد ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات جنگِ رمضان ،
برچسبها: ولایتاتحاد مقدساسلام نابنفاق سیاسیولایت پذیریآیتالله وفسیآیت الله وفسیایت الله وفسیوفسیحامد وفسیاستاد اخلاق تهرانجنگ رمضانمتروی تهرانشهرداری تهرانکشف حجاببیحجابیبدحجابیعفاف و حجاب
تاريخ : جمعه 30 مرداد 1405 | 02:37 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










