بسم الله القاصم الجبارین
صراط ولایت
اسلامِ علوی، اسلامِ عدالت، عزّت و ایستادگی بیامان در برابر ظلم است؛ اسلامی که در مکتب امیرالمؤمنین علیهالسلام با سازشکاری، مصلحتسازیهای ذلیلانه و دلبستن به دشمن معنا نمیشود، بلکه با عدالت، صلابت، شجاعت و جهاد در راه حق تعریف میگردد. در مقابل، اسلامِ اموی، همان اسلامِ تحریفشده و وارونهای است که با نقاب دیانت، در خدمت طاغوت و دشمنان حق قرار میگیرد.
«الاسلام یعلو و لا یُعلی علیه»
قرآن کریم میفرماید:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»
در انجام فرمانهای حق و در جهاد با دشمن، سستی نکنید و از پیشامدها، حوادث و سختیهایی که به شما میرسد اندوهگین نشوید؛ چراکه اگر مؤمن باشید، شما برترید.
در منطق اسلام علوی، نهتنها سازش با دشمن جایگاهی ندارد، بلکه هرگونه نرمش ذلیلانه و امید بستن به دشمن، خروج از مسیر عزّت است.
امروز، مصداق روشن این وارونگی، جریانی است که بهجای ایستادگی در برابر دشمن، نسخه «مذاکره به هر قیمت» میپیچد، دشمن را بزک میکند و مقاومت را تخطئه مینماید.
نکتهای بسیار مهم و هشداردهنده، این کلام نورانی است:
«حُبُّ الشَّیءِ یُعمی وَ یُصِمّ»؛ محبت به چیزی، انسان را کور و کر میکند.
و چه مصداقی روشنتر از کسانی که چنان شیفته «مذاکره» و «تفاهمنامه» شدهاند که نه دشمنیِ دشمن را میبینند، نه بدعهدیهای مکرر او را میشنوند و نه عزّت ملت خود را درک میکنند. اینان عملاً به مرحلهای رسیدهاند که واقعیتها را انکار کرده و تجربههای تلخ گذشته را تکرار میکنند.
این دلبستگی خطرناک، صرفاً یک خطای محاسباتی نیست، بلکه انحرافی جدی در تشخیص جبهه حق و باطل است؛ انحرافی که نتیجهای جز تضعیف جبهه حق، جسور شدن دشمن و فروختن عزّت ملی در برابر وعدههای پوچ ندارد.
در چنین فضایی، طبیعی است که این رویکرد، بهجای ایجاد امنیت، اضطراب و نگرانی عمیق در دل ملت با شرف و غیور ایران اسلامی ایجاد کند؛ نگرانی از آنکه مبادا این سادهلوحیها و دلبستگیها، راه را برای تعرض دشمن هموار سازد و حتی جان امام جامعه را در معرض تهدید قرار دهد. چراکه دشمن زبان ضعف را بهخوبی میفهمد؛ هرجا نشانی از عقبنشینی و دلبستن به خود ببیند، نهتنها کوتاه نمیآید، بلکه گستاختر، بیپرواتر و خطرناکتر میشود. این همان نقطهای است که قدرت بازدارندگی فرو میریزد و میدان برای جنایتکاران گشوده میشود.
اسلام علوی، اسلامِ بصیرت است؛ اسلامِ شناخت دقیق دشمن و نفی هرگونه سادهاندیشی. اطاعت از ولیّ حق، شعار نیست، بلکه در عمل سنجیده میشود. نمیتوان دم از ولایت زد، اما در عمل، همان مسیری را پیمود که دشمن طراحی کرده است.
این رویکرد واداده، دشمن را گستاختر کرد و قدرت بازدارندگی را تضعیف نمود؛ پیامی از ضعف که جز تهدید بیشتر ثمری نداشت. تجربه نشان داد اعتماد به دشمن، نهتنها گرهگشا نیست، بلکه خسارتبار است.
توجه به تشییع میلیونی پیکر مطهر امام شهید در ایران و عراق و استیصال و هتاکی رئیسجمهور آمریکا، کاملاً روشن مینماید که دیدگاه حضرت امام سید مجتبی خامنهای ـ دام ظله العالی ـ صائب بوده است و آنان که دم از پیروی ولایت فقیه میزنند، باید با میزان قرار دادن رهنمودهای ایشان، مسیر خود را اصلاح کرده و در صدد جبران مافات برآیند؛ چرا که ادامه این خطای راهبردی، چیزی جز تکرار خسارتهای گذشته در پی نخواهد داشت.
وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ
یاعلی
۱۸ تیر ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبارسلسله تحریرات جنگِ رمضان
برچسبها: تفاهمنامهمذاکرهمذاکرات هستهایآیتالله وفسیحامد وفسیوفاق ملیجنگ رمضان










