بسم الله القاصم الجبارین
نادانی و خودسری
نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جلوهای از حاکمیت الهی و ثمرهی مجاهدت تاریخی ملتی مؤمن است که در پرتو مکتب اسلام ناب محمدی توسط حضرت امام خمینی(ره)، تحقق عینی یافته است.
این نظام متعالی و مقدس، صرفاً یک ساختار سیاسی نیست، استمرار ولایت الهی در عصر غیبت کبری و تجلی ارادهی خداوند در عرصهی حیات اجتماعی بشریت است که در قانون اساسی بهعنوان میثاقی الهی–مردمی تثبیت شده است.
بر اساس منطق صریح قرآن کریم، حاکمیت منحصراً از آنِ خداوند است:
«فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ / إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ».
این حاکمیت و ولایت، در سلسلهای طولی و غیرقابل انفکاک، از ذات اقدس الهی به رسول اکرم(ص)، از ایشان به ائمهی معصومین(ع) و در عصر غیبت به فقیه جامعالشرایط بهعنوان نایب عام حضرت ولیعصر(عج) تفویض شده است. از اینرو، ولایت فقیه استمرار ولایت رسولالله(ص) و تجلی عملی «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» در عصر حاضر است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که با رأی ملت در سال ۱۳۵۸ تصویب گردید، ثمرهی مبارزات تاریخی ملت شریف و قهرمان از نهضتهای پیشاز مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی است.
در این میثاق، اصل پنجم، ولایت امر را در عصر غیبت بر عهدهی فقیه عادل، آگاه و مدیر قرار داده و اصل یکصد و دهم، اختیارات رهبری را در راستای صیانت از اسلام و جلوگیری از انحراف نظام تبیین میکند.
بر اساس اصل ۵۷ تمامی ارکان نظام، اعم از قوای مقننه، مجریه و قضائیه، در طول این ولایت مطلقه تعریف میشوند و مشروعیت خود را از التزام عملی به آن اخذ میکنند. بنابراین، هر مسئول یا صاحب منصبی که در اعتقاد یا عمل از این چارچوب عدول نماید، از مدار اسلام ناب و قانون اساسی خارج شده، تصدی او فاقد مشروعیت و در حکم تصرف غیرشرعی خواهد بود.
در این چارچوب، «نادانی و خودسری» از مهمترین عوامل سقوط مشروعیت است. نادانی نسبت به جایگاه ولایت مطلقه فقیه و جهل به مبانی نظام اسلامی، و نیز خودسری در تصمیمگیری و اقدام، انسان را به مقابله عملی با ولایت الهی سوق میدهد.
قرآن کریم در اینباره هشدار میدهد: «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»؛ یعنی ایمان، در گرو تسلیم کامل در برابر حکم ولیّ الهی است.
از اینرو، هرگونه: مخالفت عملی با نظر ولیّ فقیه جامعالشرایط، تلاش برای تحمیل اراده و دیدگاه شخصی بر ایشان، و یا اقدام خودسرانه در عرصهی اجرا و تصمیمگیری خارج از چارچوب ولایت، نهتنها تخلف از قانون اساسی، بلکه خروج از مدار ولایت الهی و مصداق روشن انحراف است. چنین فردی، مشروعیت خود را از دست داده و استمرار حضور او در مسئولیت، ممنوع و حرام است و در حکم «غصب» خواهد بود.
نظام اسلامی، نظام تبعیت از حق و ولایت است، نه میدان اعمال سلیقههای فردی و خودمحوری. در این نظام، هیچ ارادهای در عرض ولایت قرار نمیگیرد و هرگونه خودسری، مقدمهی سقوط، انحراف و تضعیف جبههی حق است.
بنابراین، بقای نظام جمهوری اسلامی ایران، در گرو آگاهی، بصیرت، التزام عملی به ولایت فقیه و پرهیز قاطع از نادانی و خودسری است؛ و بر پایه اصل هشتم قانون اساسی همه مردم باید نظارت بر عملکرد مسئولان داشته باشند و از انحرافات جلوگیری کنند.
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
ياعلی
۲۱ تیر ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبارسلسله تحریرات جنگِ رمضان
برچسبها: آیتالله وفسیاستاد وفسیولایت فقیهولی فقیهولایتجمهوری اسلامیقانون اساسیاصل ۵۷اصل ۱۱۰اصل ۸اسلام ناب محمدیامام خمینیامام خامنهایبصیرتاطاعتتسلیمولایت الهیامر به معروفنهی از منکرمسئولیتخودسرینادانیانحرافمشروعیتقرآن کریم










