بِسْمِ اللَّهِ النُّور
توسل؟!
توسل، شرک نیست؛ قرآن را کامل بخوانیم، «نُؤْمِنُ بِبَعْضࣲ وَنَكْفُرُ بِبَعْضࣲ» نباشیم.
کتاب «پاسخ قرآن به بعضی شبهات»، نوشته محمود جاویدان، در صفحات ۹۳ تا ۱۱۰، ذیل عنوان «ممنوعیت غلو در دین»، به نقد توسل به اهلبیت عصمت و طهارت(ع) میپردازد؛ اما نکته شگفتآور این است که در این بحث، آیات صریح قرآن درباره «وسیله» و توسل مورد عنایت قرار نگرفته و اساساً مطرح نشده است!
قرآن صریحاً میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» (مائده، ۳۵)
یعنی: برای تقرب به خدا، وسیله بجویید.
«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ» (اسراء، ۵۷)
قرآن حتی در داستان حضرت یعقوب(ع) نقل میکند که فرزندانش گفتند: «يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا»
و یعقوب(ع) پاسخ داد: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي» (یوسف، ۹۷ - ۹۸).
پس درخواست دعا و استغفار از بنده صالح خدا، ذاتاً شرک نیست؛ شرک آن است که برای غیر خدا، مقام الوهیت یا استقلال در تأثیر قائل شویم.
و قرآن درباره حضرت رسول اکرم(ص) میفرماید:
«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا» (نساء، ۶۴)
یعنی قرآن، آمدن آنان به پیشگاه رسول خدا(ص) و استغفار خود آنان و استغفار رسول برای آنان را در مسیر یافتن توبه و رحمت الهی مطرح میکند.
پس این پرسش جدی است: آیا هماکنون استغفار ما بدون استغفار رسول خدا(ص) پذیرفته است؟ آیا پس از رحلت ایشان، دیگر نباید به پیشگاه آن حضرت رفت و درخواست استغفار و شفاعت نمود؟
اگر پاسخ منفی است، دلیل قرآنی و روایی آن کجاست؟
و جالبتر اینکه...
در صحیح بخاری آمده است که در زمان خشکسالی، عمر بن خطاب از عباس بن عبدالمطلب درخواست دعا برای باران کرد و گفت:
«اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا»
یعنی: «خدایا! ما پیشتر به پیامبرمان متوسل میشدیم و تو ما را سیراب میکردی؛ اکنون به عموی پیامبرمان متوسل میشویم، پس ما را سیراب کن.»
و در ادامه حدیث آمده است: «فَيُسْقَوْنَ»؛ پس باران داده میشدند.
پس اصل توسل به بنده صالح برای درخواست رحمت از خدا در منابع اصلی حدیثی اهلسنت نیز وجود دارد و عمر بن خطاب به سبب این توسل، مشرک محسوب نشده است.
اما سؤال اساسی اینجاست:
آیا توسل فقط به انسان زنده طبیعی جایز است؟
این ادعا نیازمند دلیل قرآنی و روایی است. هیچ آیهای نمیگوید: «فقط به زندهها توسل کنید.»
برعکس، قرآن درباره شهیدان میفرماید:
«وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ»
و «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
بنابراین قرآن، مرگ طبیعی را به معنای فنا و نابودی حیات برای بندگان برگزیده خدا نمیداند؛ بلکه برای شهیدان، حیات ویژهای نزد پروردگار اثبات میکند.
درباره انبیا نیز در روایات اسلامی، حیات آنان پس از وفات گزارش شده است. بنابراین صرفِ اینکه شخصی از دنیا رفته است، بهتنهایی دلیل بطلان توسل به او نیست؛ بلکه برای ممنوع دانستن توسل، باید دلیل قرآنی یا روایی معتبر بر ممنوعیت آن ارائه شود.
باید میان «غلو» و «توسل» مرز روشن گذاشت:
غلو یعنی برای بنده، مقام الوهیت یا استقلال در برابر خدا قائل شدن؛
اما توسل یعنی خدا را مبدأ و مؤثر حقیقی دانستن و از وسیلهای که خداوند برای تقرب به خود قرار داده است، به درگاه خودش روی آوردن.
بنابراین مسئله بسیار روشن است:
قرآن نگفته است: «وسیله نخواهید»؛ فرموده است:
«وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»
اگر کتابی با عنوان «پاسخ قرآن به بعضی شبهات» میخواهد توسل را نفی کند، نخست باید به همین آیات صریح قرآنی پاسخ دهد؛ نمیتوان با استناد به آیات نهی از غلو، آیات:
«وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»
و
«جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ»
و
«وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» را نادیده گرفت.
توسلِ مشروع، پرستشِ وسیله نیست؛ توسل، رویآوردن به خدا از راه وسیلهای است که حضرت حق، اصل آن را در قرآن بیان کرده است.
بله؛ معبود فقط خداست؛ مؤثر حقیقی فقط خداست؛ و وسیله قرار دادن اولیای الهی برای تقرب به خدا نیز در چارچوب توحید، باید با قرآن و سنت سنجیده شود، نه با تهمت شرک و غلو.
«فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ»
یاعلی
۱ مهر ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات "بِسْمِ اللَّهِ النُّور" ،
تاريخ : سهشنبه 14 مهر 1405 | 04:31 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










