بسم الله القاصم الجبّارین
مذاکره؟!
مذاکره، هنگامی معنا دارد که طرف مقابل یعنی دشمن حداقل تعهدپذیر، قابل اعتماد و پایبند به عهد باشد؛ نه آنکه مذاکره را فرصتی برای فریب، خرید زمان و ضربهزدن بداند.
تاریخ معاصر ایران هشدار روشنی است: در ماجرای دکتر مصدق، دولت ملی که در آن مقطع روابط رسمی و دیپلماتیک با آمریکا داشت، هدف عملیات مشترک آمریکا و انگلیس قرار گرفت و در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرنگون شد.
در بیانیه الجزایر نیز آمریکا تعهداتی درباره عدم مداخله در امور ایران و آزادسازی و انتقال داراییهای ایران پذیرفت؛ با این حال، پس از آن که هاشمی رفسنجانی گروگانها را آزاد کرد، آمریکا به تعهدات خود عمل نکرد و تجربه اجرای این توافق نشان داد که صرف امضای یک سند، بدون سازوکار مؤثر برای تضمین و اجرای تعهدات، امنیت حقوقی ایجاد نمیکند.
در برجام نیز ایران تعهدات هستهای گستردهای پذیرفت و حسن روحانی با جدیت به تمام تعهدات عمل کرد؛ اما در مقابل، هیچ دستاورد متناسبی حاصل نشد. با خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریمها، قائد شهید امت - قدساللهنفسهالزکیه - این تجربه را در نهایت «خسارت محض» توصیف فرمودند.
بنابراین مسئله فقط اصل مذاکره نیست؛ مسئله این است:
مذاکره بدون تضمین معتبر و بدون امکان وادار کردن طرف مقابل به اجرای تعهدات، چه دستاوردی خواهد داشت؟
تجربه سالهای اخیر هشدار دیگری نیز به همراه دارد: در جریان جنگ خرداد و اسفند ۱۴۰۴، درحالی که مذاکرات جریان داشت، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی و شماری از فرماندهان و غیرنظامیان، مظلومانه به شهادت رسیدند و مذاکرات نیز در پی این حملات متوقف شد.
پس پرسش اساسی این است:
آیا میتوان با طرفی که سابقه چندباره نقض عهد، خروج یکجانبه از توافق و استفاده از فشار و حمله نظامیِ غافلگیرانه در میانه روند مذاکره را دارد، صرفاً با اعتماد به امضا و وعده، مذاکره کرد؟!
مذاکره اگر برای رفع تحریم، تأمین منافع ملت و جلوگیری از جنگ باشد، میتوانست یک ابزار سیاسی محسوب شود؛ اما الآن در چنین شرایطی، آیا مذاکره با چنین دشمن غدار و مکار، چیزی جز اعتماد سادهلوحانه به دشمن یا حتی خیانت به منافع ملت نخواهد بود؟!
راه عقلانی روشن است:
دشمنی که بارها عهدشکنی کرده است، با امضای یک جنایتکار قابل اعتماد نمیشود؛ بلکه باید او را با قدرت بازدارنده، ایجاد هزینه سنگین در برابر حملات نظامی و اقدامات الزامآور دیگر، مهار کرد.
تجربه تاریخی یک هشدار است:
مذاکرهای که دشمن را از مشکلات اقتصادی و سیاسی رها کند و طرف ایرانی را در معرض خسارت یکطرفه قرار دهد، مذاکره برای صلح نیست؛ بلکه میتواند به مقدمهای برای فشار بیشتر نظامی و اقتصادی تبدیل شود.
بنابراین، برای پیروزی باید به حبلالمتین اسلام، اتحاد مقدس و فرمان قرآن کریم تمسک جوییم:
«وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»
یاعلی
۳۰ شهریور ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات جنگِ رمضان ،
تاريخ : سهشنبه 14 مهر 1405 | 04:19 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










