بِسْمِ اللَّهِ النُّور
چادر
چادر، حجاب برتر و حقیقی است و تنها پارچهای برای ستر و پوشش زنان نیست؛ بلکه پرچم عزت، عفاف و کرامت بانوان بزرگ و قهرمان جهان اسلام و حفظ شرافت مردان مسلمان است.
حجاب معمولی یعنی زنی که نمیخواهد ارزش وجودیاش در ویترین نگاههای نامحرم تعریف شود؛ زنی که انتخاب کرده است حریم خویش را با افتخار پاس بدارد و زنبودن خود را نه وسیلهای برای جلب نگاه، و نه همچون هرزگانِ مکشوفه و معلومالحال، بلکه مظهر شرافت انسانی قرار دهد.
قرآن کریم، در مرحله ابتدایی آنجا که از پوشش زنان مؤمن سخن میگوید، میفرماید:
«وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ...»
«و باید روسریهای خود را بر گریبانهای خویش فرو افکنند.»
اما چادر تنها یک حجاب معمولی برای زنان مسلمان نیست.
قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ»
اینجاست که جلباب در منطق قرآن، بهعنوان پوششی بیرونی و شناختهشده برای بانوان مؤمن مثل دختر نبی مکرم اسلامﷺ تعریف میشود؛ پوششی که با شأن اجتماعی بانوان مؤمن منتسب به رسولالله مطرح است، و با حفظ حریم و مصونیت از آزار اراذل نیز پیوند دارد.
چادر را میتوان یکی از روشنترین و کاملترین صورتهای عرفیِ پوشش فراگیر دانست؛ اما ارزش چادر در نام آن نیست، بلکه در فلسفه وجودی آن است؛ زیرا چادر نماینده واقعی حریم عفاف، وقار و صیانت از کرامت بانوی بافرهنگِ اسلام ناب محمدی است.
البته این فرهنگ ناب، صرفاً محصول یک دوره تاریخی یا یک سرزمین نیست. اصل پوشیدگی و پوشش سنگین برای زنان شریف، در مردمان دیگر نیز سابقهای دیرینه داشته و در بسیاری از جوامع و سنتهای دینی و فرهنگی دیده میشود. در سنتهای زرتشتی، یهودی و مسیحی نیز شواهد تاریخی و متون دینی متعددی از اهمیت پوشیدگی، وقار و پوشاندن مو و بدن زنان حکایت دارد. در هنر و آثار برجایمانده از ایران باستان نیز پوششهای بلند و پوشیده زنان در برخی نقشها و تصاویر تاریخی موجود است؛ ازاینرو، حجاب را نمیتوان پدیدهای بیریشه و صرفاً متعلق به دوران معاصر اسلامی دانست.
اما حجاب اسلامی یک گام فراتر نهاده: پوشش چادر را به گزینش ارزشهای متعالی عبادی تبدیل نموده است.
در میان همه پوششها، چادر برای بسیاری از زنان ایرانی مسلمان، فقط پوشش نیست؛ نشانه یک میثاق است؛ عهد با خدا، عهد با فاطمه زهرا(س)، عهد با زینب کبری(س)، و پیمان با همه بانوان بزرگی که تاریخ اسلام آنان را بهعنوان نمونه عفاف، شجاعت و کرامت میشناسد.
حجاب چادر، اگر از روی ایمان و آگاهی باشد، میتواند همزمان با حضور اجتماعی، علمآموزی، مسئولیتپذیری و اثرگذاری بانوی باکرامت اسلامی به آسانی جمع شود و عدم انتخاب در حالیکه فرصت آن فراهم باشد، نشان محرومیت از رشد فضائل و تعالی است.
چادر میتواند افتخاری عظیم باشد، اما هیچ پوششی بهتنهایی انسان را برتر از دیگری نمیکند؛ بلکه آن بانوی چادری که چادرش را با ایمان، معرفت و عمل شایسته همراه میکند، میتواند مظهر این افتخار باشد؛ زیرا معیار نهایی برتری نزد خداوند، فقط تقواست.
انتخاب آگاهانه چادر، قطعاً مایه افتخار بزرگی است؛ چراکه بانوی مؤمن، خود را به سنتی پیوند زده که در قله آن، بانوی بسیار بزرگ اسلام، حضرت فاطمه زهرا(س) و پس از ایشان، بانوان خاندان عصمت و طهارت(ع) قرار دارند.
البته تأسی حقیقی به حضرت زهرا(س) تنها با پوشیدن چادر حاصل نمیشود؛ چادر باید با صداقت، پاکدامنی، حیا، شجاعت، معرفت، عبادت و دفاع از حق و ولایت همراه شود. چادر بدون اخلاق و عدم انجام وظیفه مادری و همسرداری، صرفاً پوششی بسیار عالی است؛ اما چادر همراه با ایمان، علم، تقوا و انجام وظایف، میتواند پرچم سبک زندگی الهی برای بشریت باشد.
در نهایت، بانوی مؤمنی که چادر را برمیگزیند، خود را به مکتب بانوانی پیوند زده است که در قلهی آن، حضرت فاطمه زهرا(س) قرار دارد؛ بانویی که حجاب و عفاف را با بندگی خدا، کرامت، دانش، شجاعت و دفاع از ولی معرفی کرد. بنابراین چادر، هنگامی ارزش حقیقی مییابد که با فاطمی زیستن، تقوا و دفاع از ولایت همراه باشد.
«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»
یاعلی
۵ شهریور ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات "بِسْمِ اللَّهِ النُّور" ،
تاريخ : یکشنبه 08 شهریور 1405 | 02:37 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










