بسم الله القاصم الجبارین
اقتصاد جنگی
اگر امروز دشمن بر جنگ اقتصادی متمرکز شده است، چرا مدیریت اقتصادی همچنان متناسب با شرایط عادی است؟!
دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی، هنگامی که در میدان نظامی ناکام و درمانده شده، با تحریم، محاصره و فشار اقتصادی به میدان آمده است؛ این واقعیت را نه میتوان انکار کرد و نه باید کوچک شمرد. در شرایط جنگی، افزایش غیر عادی تورم و گرانی، فشار بر منابع، تولید، ارز و معیشت مردم امری واقعی است و باید با آن، عاقلانه و شجاعانه مقابله کرد.
«وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»
سؤال: آیا در جنگ اقتصادی، دشمن باید با تمام قوا بجنگد و ما با بیتدبیری، اسراف، تصمیمهای عجیب و امید بستن به نسخههای امتحانشده و شکستخورده بیگانگان، به آنها کمک کنیم؟!
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»
خداوند اسرافکنندگان را دوست ندارد. بنابراین، در شرایط فشار و جنگ اقتصادی، اسراف تنها یک خطای بزرگ مدیریتی نیست، بلکه تضییع منابع کشور در زمانی است که هر منبع باید در جای ضروری و راهبردی خود مصرف شود.
اقتصاد جنگی یعنی منابع محدود را برای نیازهای حیاتی و راهبردی نگه داریم؛ تولید را بر مصرف غیرضروری مقدم کنیم؛ ارز را برای دارو، غذا، مواد اولیه و زیرساختهای حیاتی حفظ کنیم؛ هزینههای زائد را کاهش دهیم و مدیرانی را بر سر کار بیاوریم که اهل میدان، متخصص و کارآزموده باشند، نه صرفاً صاحب عنوان یا وابستگان خانوادگی و حزبی و یا جریانهای فکری خاص.
معیار: «إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ»
مدیر تراز شرایط جنگ اقتصادی باید دارای ایمانی نیرومند به خداوند، در برابر دشمن مقاوم؛ به توان داخلی و حل مشکلات بدون اتکا به بیگانگان باور داشته و در حفظ اسرار، منابع کشور و بیتالمال، امانتدار باشد.
پس در شرایط جنگ اقتصادی، منصب و مسئولیت، جای آزمون و خطای افراد غیرمتعهد و غیرمتخصص نیست؛ زیرا ضعیفالایمان زود خسته و تسلیم میشود و غیرمتخصص، در تشخیص و تصمیمگیری، بجای سود ضرر میرساند.
نمیشود هرروز از «جنگ اقتصادی» دم زد، اما با فشار بر معیشت روزمره مدیریت کرد؛ از مردم انتظار صرفهجویی داشت، اما در دستگاههای تحت نظرمان نشانی از انضباط مالی دیده نشود؛ و در شرایط کمبود منابع، همچنان رانتخواران زالوصفت در حال فربهشدن، حقوقهای نجومی برقرار، و اسراف و هزینههای سنگین و بیجا ادامه داشته باشد!
«وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ»
تبذیر و ریختوپاش اقتصادی، در چنین شرایطی عملاً به معنای تضییع امکانات جبهه خودی و خدمت ناخواسته به شیطان بزرگ است.
جنگ، مدیر جنگی میخواهد؛ اقتصاد جنگی، فرمانده اقتصادیِ شجاع و سادهزیست میخواهد.
«مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّبَ حَلَّتْ بِهِ النَّدَامَةُ»
آزموده را دوباره آزمودن، نه تدبیر است و نه شجاعت؛ حاصلش چیزی جز پشیمانی نیست. اگر قرار است کشور در برابر نسخههای اقتصادی تحمیلشده از سوی دشمنان خبیث بایستد، نمیتوان اداره اقتصاد را به شکستخوردگان قبلی سپرد که راه نجات را همچنان در همان مکتبها و نسخههایی میجویند که تورم، گرانی، وابستگی و آسیبپذیری اقتصادی را بیشتر کردهاند.
مردم عملا در این جنگ ترکیبی، پای انقلاب و کشور ایستادهاند؛ اکنون نوبت شماست که پای مسئولیت و وعدههای خود، متعهدانه بایستید و معضل را بدون بهانههای واهی رفع نمایید.
قطعاً نباید جنایات و فشارهای دشمن را در این وضعیت نادیده گرفت ولی نمیتوان همه مشکلات را هم به گردن دشمن انداخت.
دشمن، دشمن است؛ اما سوءمدیریت از داخل، ناخواسته موجب تقویت دشمن میشود.
امروز کشور بیش از شعار نشستن با متخصصان، به رجوع واقعی به اهل خبرهی متعهد و دلسوز، انضباط جدی، تصمیمگیریهای خردمندانه، مبارزه با اسراف و رانتخواری، اولویتبندی منابع و مدیرانی در تراز شرایط جنگی نیاز دارد.
بنیان سیاست اقتصادی باید بر سه اصل اساسی استوار باشد:
۱. نظارت دقیق و مؤثر بر دخلوخرج اقشار مرفه و برخوردار با توجه به نظام مالیاتی واقعی، عادلانه و صحیح، بهگونهای که مالیات متناسب با توان و درآمد واقعی از آنان دریافت شود.
۲. ایجاد زمینه و فراهمکردن حمایتهای واقعی لازم برای افزایش درآمد سالم، پایدار و بالا برای اقشار متوسط و تقویت جدی توان اقتصادی آنان.
۳. حمایت و کمک واقعی، هدفمند و عزتمندانه به مستضعفین و اقشار کمدرآمد و تأمین حداقلهای شایسته زندگی برای صاحبان واقعی انقلاب.
تا زمانی که خودمان در شیوه مدیریت، انتخاب مدیران، مصرف منابع و نحوه تصمیمگیری تغییر ایجاد نکنیم، انتظار تغییر نتیجه، منطقی نیست.
«إنَّ اللَّه لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنْفُسِهِم»
یاعلی
۱۴۰۵.۶.۶
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات جنگِ رمضان ،
تاريخ : یکشنبه 08 شهریور 1405 | 02:42 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










