بسم الله القاصم الجبارین
عقلانیت پوشالی
در تاریخ جوامع بشری، لحظاتی فرا میرسد که «عقلانیت» به واژهای فریبنده تبدیل گشته و در طول تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی، هرگاه جبهه حق در برابر جبهه باطل قرار گرفته، یکی از ابزارهای اصلی دشمن آمریکایی صهیونیستی، تحمیل صلحی ظاهری و فریبنده بوده است؛ صلحی که نه برای پایان دادن به ظلم، بلکه برای تثبیت آن و خلع سلاح جبهه حق طراحی شده است. در چنین شرایطی، پذیرش صلح تحمیلی نهتنها نشانه عقلانیت نیست، بلکه حماقتی آشکار و عین تسلیم در برابر ظلم و انحراف از مسیر حق است.
در مکتب اسلام، عقلانیت هرگز به معنای سازش با ظالم معنا نمیشود:
«فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ»
این آیه، نه نفی مطلق صلح، بلکه نفی صلح از موضع ضعف است؛ صلحی که در آن حق پایمال و باطل تثبیت شود، نه عقلانیت است و نه مصلحت، بلکه نوعی خودفریبی و انحراف از مسیر حق و عدالت است.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ»
این هشدار، تبیین یک سنت الهی است: دشمن سلطهگر، با تغییر چهره، ماهیتش تغییر نمیکند؛ سادهلوحی و یا خیانت آن است که لبخند دشمن را نشانه تغییر حقیقت و قولِ شرفِ یک بیشرف را تضمین معرفی کنند.
حضرت امام خمینی -ره- با صراحت تأکید داشتند که صلح با جنایتکاران، اگر به تقویت جبهه باطل و تضعیف اسلام بینجامد، خیانتی آشکار است. از نگاه ایشان، مقاومت در برابر ظلم – حتی با هزینههای سنگین – عین عقلانیت و تکلیف الهی است. همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام شهید آیتالله سید علی خامنهای، بارها هشدار دادهاند که پذیرش مذاکره و صلح تحمیلی، نه هوشمندانه است و نه شرافتمندانه و هیچگونه گرهی از مشکلات کشور را حل نمیکند؛ بلکه در واقع پذیرش سلطه دشمن غدار است. این رویکرد، نه تدبیر، بلکه خطایی راهبردی است که آینده یک ملت را به خطر میاندازد.
این سخنان، ریشه در تعالیم قرآن کریم و سیره و قیام امام حسین - علیهالسلام - دارد. آن حضرت در شرایطی که حکومت یزید میکوشید با ظاهرسازی و پیشنهاد بیعت، نوعی «صلح» و آرامش کاذب را بر جامعه تحمیل کند، با قاطعیت آن را رد کردند. حضرت سیدالشهدا - علیهالسلام - بهخوبی میدانستند که این بیعت، چیزی جز مشروعیتبخشی به ظلم و نابودی حقیقت دین نیست؛ از همینرو فرمودند: «مثلی لا یبایع مثله» و با قیام خود نشان دادند که حفظ حقیقت، بر هرگونه مصلحت ظاهری مقدم است.
صیانت از شرافت و عدالت، بر مصلحتسنجیهای کوتاهمدت مقدم است. اگر عقلانیت را صرفاً به «کاهش هزینه ظاهری» تقلیل دهیم، قیام عاشورا غیرعقلانی جلوه خواهد کرد؛ اما اگر عقلانیت را در چارچوب حفظ دین، کرامت، شرافت ملت و جلوگیری از تثبیت باطل و ظلم تعریف کنیم، عاشورا اوج عقلانیت بشری است.
حرکت عاشورا، تبیین عملی این اصل است که در برابر باطل، نمیتوان به بهانه عقلانیتهای پوشالی، راه سازش را برگزید. عقلانیت حقیقی آن است که انسان جایگاه حق و باطل را تشخیص دهد و در مسیر حق، ایستادگی کند. صلحی که به تحکیم ظلم بینجامد، نه صلح، بلکه شکست، انحراف و نابودی ملتهاست.
در این کشاکش دهر، برخی منورالفکرهای داخلی و خارجی و معممینِ ظاهراً اسلامشناس، بار دیگر دایهای دلسوزتر از مادر شدهاند و ملت انقلابیِ مبارز و مجاهد و رهبری عظیمالشأن آن را به مسیری باطل دعوت میکنند؛ حال آنکه در عمل، دانسته یا ندانسته، به ستون پنجم دشمن آمریکایی و رژیم صهیونیستی بدل میشوند.
به هر حال، نگاه این افراد معلومالحال با نقدهای جدی مواجه است:
عقلانیت را از عدالت و حقیقت جدا میکنند؛
ساختار نابرابر قدرت جهانی را نادیده میگیرند؛
ظالم را برای این همه جنایت محکوم نکرده اما مظلوم را برای مقابله، سرزنش میکنند؛
جنایات آمریکا و رژیم و خطر تکرار آن را مورد غفلت قرار میدهند؛
تجربه تاریخی نهضت عاشورا و تقابل حق و باطل را کماهمیت جلوه داده و بجای دعوت به جهاد علیه ظالم دعوت به کرنش برابر ظالم مینمایند.
اما در منطق قرآن و عاشورا، عقلانیتِ بدون عزت و شرافت و اقتدار، مفهومی بیمعناست.
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ».
یاعلی
۳۱ تیر ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبارسلسله تحریرات جنگِ رمضان
برچسبها: آیتالله وفسیآیت الله وفسیحامد وفسیاستاد اخلاق تهرانخاتمیمحمد خاتمیسید محمد خاتمیاصلاحاتاصلاحطلبسروشعبدالکریم سروشمجمع مدرسین
تاريخ : یکشنبه 18 مرداد 1405 | 05:31 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










