بسم الله القاصم الجبارین
صلابت انقلابی
امروز انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در منطقه، درگیر یک نبرد ترکیبی سرنوشتساز است. روشن است که جنگ ارادهها و روایتها، بهمراتب پیچیدهتر از میدانهای نبرد قدیمی شده است، برخی افراد خبيث میکوشند با بزککردن مفاهیم، حقیقت روشن «عدالت» را به حاشیه برانند و با القای قرائتی منفعل از دین، جامعه را در برابر ظلم و تعدی بیدفاع سازند. این همان قرائتی است که امام راحل از آن به «اسلام آمریکایی» تعبیر میفرمودند؛ اسلام رحمانی یا صورتی، یعنی بیخاصیت و تهی از قدرت دفاع از حق.
اسلام عزیز، دین تعادل، اکمل و مرضی حضرت احدیت است؛ دینی که در اوج رحمت، قاطعترین موضع را در برابر ظلم اتخاذ میکند. قرآن کریم با صراحت میفرماید: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ»؛ این نه دعوت به خشونت کور، بلکه اعلام یک حقیقت بنیادین است: جامعه بدون اجرای عدالت قاطع، به سمت هرجومرج و تضییع حقوق مظلومان سوق پیدا میکند.
تاریخ صدر اسلام نیز نشان میدهد که جامعه اسلامی، هرگز در برابر جریانهای ضد امنیت و متعرض به حقوق مردم، منفعل نبوده است.
اسلام ناب، در کنار دعوت به حق و گفتوگو و جدال احسن، همواره اقتدار مشروع را نیز برای صیانت از جامعه و مقابله با فساد و تعدی به رسمیت شناخته است. این اقتدار، نه در تقابل با انسانیت، بلکه در خدمت حفظ کرامت بشریت است.
امروز نیز، در شرایطی که برخی جریانهای معاند و خشونتطلب، فواحش و دواعش زن زندگی آزادی، امنیت و آرامش جامعه را هدف قرار میدهند و حتی از ابزارهای تروریستی برای پیشبرد اهداف خود بهره میگیرند، دفاع از امنیت عمومی و برخوردهای قانونی و قاطع با این عناصر خبيث، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر است. نمیتوان از حقوق مردم سخن گفت اما بر تهدیدکنندگان امنیت و اخلاق چشمپوشی نمود.
در این میان، نقش دستگاه قضایی در برقراری عدالت، نقشی تعیینکننده و حیاتی است. اقدامات قوه قضائیه در رسیدگی به جرائم شورشیان و جواسیس، مقابله با عناصر تروریستی و اخلالگران امنیت، و اجرای مجازاتهای قانونی خصوصاً اعدام این افراد پلشت، شایسته قدردانی است؛ چرا که این اقدامات، در نهایت به حفظ امنیت، ثبات و آرامش جامعه میانجامد و مانع از گسترش ناامنی و بیعدالتی میشود.
بدیهی است که این مسیر، باید همواره با دقت، رعایت حقوق متهمان و اتکاء به ادله متقن طی شود؛ اما تردیدی نیست که تضعیف اصل قاطعیت در اجرای قانون، بزرگترین خدمت به جریانهای برهمزننده امنیت و بزرگترین ظلم به مردم است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری باید مراقب بود که مفاهیم بلندی چون «رحمت»، «گفتوگو» و «مدارا»، به ابزاری برای خلع سلاح جبهه حق تبدیل نشوند. جامعهای که میان مظلوم و ظالم، و میان حافظ امنیت و برهمزننده آن، مرز روشنی ترسیم نکند، یعنی بین حسینبنعلی علیهالسلام با یزید ملعون فرقی نگذارد و برای هردو گریه کند و بگوید هردو فرزند یک ملت هستند! و یا هردو مادر را محترم بداند یعنی با افتخار بین حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و هند جگرخوار - چون مادر هستند - تفاوت قائل نشده و بگوید هردو محترمند!
چنین تفکر واداده و بزدلانهای دیر یا زود، هزینهی سنگینِ ذلت و غلبه اشرار در جامعه خویش را خواهد پرداخت.
کشورهای اسلامی، برای پیشرفت و تعالی، به وحدت، عقلانیت و در عین حال، صلابت در اجرای عدالت نیاز دارند. صلابتی که نه از سر خشم کور، بلکه از سر مسئولیت در قبال حق و عدالت شکل میگیرد.
در برابر تعدی و ظلم خارجی و یا داخلی، سکوت و انفعال نه نشانه انسانیت، بلکه حماقت محض و یا خیانت مسلّم است و زمینهساز گسترش بیعدالتی و تضییع حقوق مظلومان است.
عدالت حقیقی، آنگاه معنا مییابد که جامعه خصوصاً نیروهای مسلح، دولت و قوه قضائیه در برابر متجاوز به مرزهای جغرافیایی یا شکستن مرزهای اخلاقی و حدود الهی، ایستاده و پاسخ قاطع، متناسب و قانونی دهند.
«فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ»
یاعلی
۱۰ مرداد ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبارسلسله تحریرات جنگِ رمضان
برچسبها: آیتالله وفسیآیت الله وفسیحامد وفسیاستاد اخلاق تهرانآذر منصوریرییس جبهه اصلاحاتاصطلاحطلباصلاحطلباناعدامکودتای دی ماه
تاريخ : یکشنبه 18 مرداد 1405 | 05:38 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










