ملیت ما اسلام است
علّامه شهید مطهری - ره -:
در روضه کافی مینویسد: روزی سلمان فارسی در مسجد پیغمبر نشسته بود.
عدهای از اکابر اصحاب نیز حاضر بودند. سخن از اصل و نسب به میان آمد. هر کسی درباره اصل و نسب خود چیزی میگفت و آن را بالا میبرد. نوبت به سلمان رسید.
به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. این مرد فرزانه تعلیم یافته و تربیت شده اسلامی به جای اینکه از اصل و نسب و افتخارات نژادی سخن به میان آورد، گفت:
«انَا سَلْمانُ بْنُ عَبْدِالله» من نامم سلمان است و فرزند یکی از بندگان خدا هستم، «کنْتُ ضالّاً فَهَدانِی اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِمُحَمَّدٍ» گمراه بودم و خداوند به وسیله محمد مرا راهنمایی کرد، «وَ کنْتُ عائِلًا فَاغْنانِی اللهُ بِمُحَمَّدٍ» فقیر بودم و خداوند به وسیله محمد مرا بینیاز کرد، «وَ کنْتُ مَمْلوکاً فَاعْتَقَنِی اللهُ بِمُحَمَّدٍ» برده بودم و خداوند به وسیله محمد مرا آزاد کرد. این است اصل و نسب و حسب من.
در این بین، رسول خداﷺ وارد شد و سلمان گزارش جریان را به عرض آن حضرت رساند. رسول اکرمﷺ رو کرد به آن جماعت که همه از قریش بودند و فرمود: «یا مَعْشَرَ قُرَیشٍ انَّ حَسَبَ الرَّجُلِ دینُهُ، وَ مُروئَتَهُ خُلْقُهُ، وَ اصْلَهُ عَقْلُهُ»
یعنی ای گروه قریش، خون یعنی چه؟ نژاد یعنی چه؟ نسب افتخارآمیز هرکس دین اوست، مردانگی هرکس عبارت است از خلق و خوی و شخصیت و کاراکتر او، اصل و ریشه هرکس عبارت است از عقل و فهم و ادراک او. چه ریشه و اصل نژادی بالاتر از عقل؟!
یعنی به جای افتخار به استخوانهای پوسیده گندیده، به دین و اخلاق و عقل و فهم و ادراک خود افتخار کنید. راستی، بیندیشید ببینید سخنی عالیتر و منطقیتر از این میتوان ادا کرد؟!.
تأکیدات رسول اکرمﷺ درباره بیاساس بودن تعصبات قومی و نژادی اثر عمیقی در قلوب مسلمانان بالأخص مسلمانان غیرعرب گذاشت. به همین دلیل، همیشه مسلمانان (اعم از عرب و غیرعرب) اسلام را از خود میدانستند نه بیگانه و اجنبی.
خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۶۸
موضوعات مرتبط: عندلیبِ همآوا ،
تاريخ : جمعه 12 دی 1404 | 11:22 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










