بسم الله القاصم الجبّارین
سادهلوحی؟!
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»؛
اسلام ناب محمدی، اسلامِ تقوای حقیقی است؛ اسلامِ نماز و روزهٔ بیمسئولیت نیست؛ اسلامِ عدالت، مبارزه با ظلم، دفاع از محرومان، امانتداری و ایستادگی در برابر سلطه است.
حضرت امام خمینی(ره) : «اسلام دین سیاست است؛ حکومت فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است.»
و هشدار میداد که استکبار، پس از ناامیدی از نابودی روحانیت، از راه «خدعه و نفوذ» وارد میشود.
پس خطر فقط دشمنیِ آشکار نیست؛ گاه خطر بزرگتر، اسلامِ ظاهری و انقلابیِ بیمحتواست؛ کسانی که با پرچم دین و انقلاب و زیر تصویر رهبری سخن میگویند، اما روز عمل؛ قدرت، مقام و منفعت خویش را بر حق و عدالت مقدم میدارند.
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ * يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ»
در صفین، از یک سو قرآن بر سر نیزه رفت؛ و از سوی دیگر سادهلوحی و بیبصیرتیِ بخشی از سپاه، میدان را برای فریب فراهم کرد. تاریخ نشان داد که شعار مقدس، اگر با بصیرت و حقیقت همراه نباشد، میتواند ابزار فریب شود.
اسلام اموی قدیمی و آمریکایی صهیونیستی نوین یکی است:
از معاویه در منابع تاریخی نقل شده است که پس از غلبه بر عراق گفت: «إِنِّي وَاللَّهِ مَا قَاتَلْتُكُمْ لِتُصَلُّوا، وَلَا لِتَصُومُوا... وَلَكِنِّي قَاتَلْتُكُمْ لِأَتَأَمَّرَ عَلَيْكُمْ» یعنی: برای نماز و روزه با شما نجنگیدم؛ برای حکومت بر شما جنگیدم.
امروز نیز معیار، ادعا و حرف نیست؛ کارنامهٔ مشهود است.
اگر به نام حکومت اسلامی، مفسده و بیعفتی علنی و عادی شود؛
اگر به نام انقلاب اسلامی، رانتخواران بر سفرهٔ بیتالمال به غارت بنشینند و مردم زیر بار گرانی، تنگنای معیشت و بیکاری خم شوند؛
اگر به نام عقلانیت و صلح طلبی، در برابر دشمن زبان قدرت و عزت کوتاه و دست وادادگی و تسلیم بلند شود؛
باید از خودمان بپرسیم:
این اسلام، اسلام ناب محمدی است یا اسلامِ خالی از عدالت و مقاومت؛ یعنی اسلام ناب آمریکایی؟!
اسلام علوی است یا اسلام اموی؟!
قرآن حکیم معیار حق را روشن فرموده است:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ»
و دربارهٔ ثروت و بیتالمال:
«كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ»
حضرت امام خمینی(ره) نیز اسلام را دینی میدانست که مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و احتیاجات مستضعفان را از متن جامعهٔ دینی جدا نمیکند.
بنابراین، اسلام ناب محمدی با شعار سنجیده نمیشود؛
با عدالت سنجیده میشود؛ با تقوا؛ با امانت؛ با مبارزه جدی و واقعی با فساد مالی و فحشای علنی؛ با دفاع از محرومان؛ و با حفظ استقلال و عزت ملت نه رهاسازی فواحش و مفسدین در جامعه.
مقام و منصب در انقلاب اسلامی، میدانِ امتحان است؛ نه میدانِ بهرهبرداری. قدرت، امانت است؛ نه غنیمت.
بیتالمال، گاوصندوق شخصی نیست؛ متعلق به مردم است.
مذاکره، اگر عزت و منافع ملت مؤمن و شریف را حفظ کند، ابزار است؛ اما اگر به تسلیم در برابر زور بینجامد، نامش هرچه باشد و هرقدر بزک شود، فاجعه است.
پس بصیرت یعنی فریب پرچمها را نخوردن؛ حق را با اشخاص نسنجیدن؛ اشخاص را با حق سنجیدن.
صفین هنوز یک درس زنده دارد:
هر دستی که پرچم اسلام را بلند میکند، لزوماً دستِ حق نیست؛ شاید معاویه باشد.
هر زبانی که شعار اسلام میدهد، لزوماً زبان اسلام نیست؛ شاید عمروعاص باشد.
و هرکس که شعار انقلابی میدهد، لزوماً انقلابی نیست؛ شاید نفوذی باشد.
شناخت اسلام ناب محمدی در عملکرد مسئولان است:
عدالت، تقوا، شجاعت، مقاومت و خدمت صادقانه به مردم؛ نه قدرتطلبی، رانت، فریب و دنیاطلبی.
تاریخ را با بصیرت بخوانیم؛ تا دوباره قرآن را بر سر نیزه نبینیم.
«فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ»
یاعلی
۴ مهر ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات جنگِ رمضان ،
تاريخ : سهشنبه 14 مهر 1405 | 04:39 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










