چکیدهای از بیانات استاد آیتالله حامد وفسی
در جلسهٔ درس اخلاق سهشنبه، ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
«عبدالله»؛ روح نظام حکمرانی دینی
در نگاه قرآنی، نبوت، رسالت، امامت و حکومت عناوینی متمایزند، اما نقطهای که در همه آنها اهمیت بنیادین دارد، عبودیت خداوند است. حضرت امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در آغاز عهدنامه مالک اشتر، پیش از هر عنوان دیگری بر عبد خداوند بودن تأکید میکند؛ یعنی حاکم پیش از آنکه صاحب قدرت باشد، بنده خداست و قدرت را ملک شخصی خود نمیداند. بر همین اساس، حکومت دینی زمانی معنا دارد که مسئول، خود را تابع فرمان الهی بداند، نه اینکه دین و ارزشهای آن را ابزار تثبیت قدرت خویش کند. خطر اصلی نیز فقط طاغوت آشکار نیست؛ خطر جدیتر، نفاقی است که در لباس دین، تقوا و انقلابیگری ظاهر میشود و با ادعای همراهی با حق، حقیقت دین را از درون تحریف میکند.
خطر نفاق؛ وقتی باطل لباس حق میپوشد
مبارزه با طاغوتی که آشکارا خود را در برابر دین قرار داده، دشوار نیست؛ مشکل از جایی آغاز میشود که باطل، خود را در لباس اصلاح، دینداری و خیرخواهی عرضه میکند. ماجرای سامری نمونه روشنی از همین وضعیت است: او با نفی ظاهری موسی و دین او وارد میدان نشد، بلکه با ساختن یک «مقدسِ جعلی» و جذب نیروهای مذهبی، انحراف را از درون جامعه دینی پیش برد. همین الگو میتواند در هر زمان تکرار شود؛ با جایگزین کردن امور فرعی و موهوم به جای واجبات، کمرنگ کردن امر به معروف و نهی از منکر، و ادعای لزوم «کارهای ایجابی» برای تعطیل کردن مبارزه با منکر. دینی که فقط از خوبیها سخن بگوید اما در برابر فساد، ظلم و انحراف سکوت کند، عملاً بخشی از دین را حذف کرده است. بصیرت یعنی همینجا فریب شعارهای زیبا را نخوردن و میان ادعا و عملکرد فاصله نگذاشتن.
مسئولیت، ملک شخصی نیست؛ شایستگی و مصلحت هر دو باید دیده شوند
در حکومت اسلامی، گاهی به دلیل شرایط اجتماعی و مصلحت عمومی، مسئولیتی به فردی داده میشود که الزاماً شایستهترین فرد ممکن نیست؛ اما این مسئله هرگز مجوزی برای قدرتطلبی فرد ناشایست نیست. کسی که خود میداند افراد شایستهتر، عالمتر، باتقواتر یا کارآمدتری وجود دارند، نمیتواند صرفاً به دلیل شیفتگی به مقام، قدرت را تصاحب کند و بعد با وجود شکستهای پیدرپی همچنان خود را بهترین گزینه بداند. یکی از نخستین گامهای اصلاح نیز همین است: اگر فردی شایستگی لازم را ندارد و فرد شایستهای وجود دارد، باید کنار برود و میدان را به او بسپارد. مسئولیتی که با خودشیفتگی، لجاجت و نادیده گرفتن واقعیت حفظ شود، دیگر خدمت نیست؛ تبدیل قدرت عمومی به ابزار ارضای نفس است.
ایثار طاعت؛ جایی که خواست شخصی باید کنار برود
حضرت امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه مالک اشتر را که خود شخصیتی باتقواست، به «تقوای الهی» و «ایثار در طاعت» فرمان میدهد؛ یعنی مسئول باید در تعارض میان خواست شخصی، فهم خود، منافع دوستان و گروهش با فرمان خدا، خود و خواستههایش را کنار بگذارد و اطاعت الهی را مقدم کند. عقل و تدبیر در حکومت لازماند، اما جایی که حکم و وظیفه شرعی روشن است، نمیتوان برای جلب رضایت مردم یا فرار از هزینههای اجتماعی، بخشی از دین را تعطیل کرد. اگر هر بار اجرای عدالت، امر به معروف، نهی از منکر، جهاد یا سایر احکام به دلیل اینکه «ممکن است مردم ناراحت شوند» کنار گذاشته شود، چیزی از منطق حکومت دینی باقی نمیماند. بنابراین مسئولیت از نگاه این عهدنامه نه امتیاز و غنیمت، بلکه امتحان عبودیت است؛ و مسئولی که به جای ایثار طاعت، دین را با خواستههای خود تنظیم کند، از همان نقطهای که قدرت را در دست گرفته، در معرض خیانت به مردم و دین قرار گرفته است.
موضوعات مرتبط: جلسات اخلاق ، اخبار ،
تاريخ : جمعه 03 مهر 1405 | 03:35 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










