بسم الله القاصم الجبّارین
آتش!
وقتی جنگلی گرفتار آتش خانمانسوز شده است، آیا عقل و حکمت اقتضا میکند به بهانه «کار علمی»، «تشکیل قرارگاه» و «پرهیز از عجله»، به آتش فرصت بیشتری بدهیم تا همهجا را فراگیرد؟ یا اولویت نخست، مهار فوری آتش و سپس شناخت علمی علل و زمینههای آن است؟ آن هم در حالی که اعتراف دارند مجلس یک سال و نیم برای تدوین قانون حجاب وقت صرف کرده است!
پس از چهل سال تجربه و مشاهده روند فزاینده بیحجابی، برهنگی و آسیبهای فرهنگی و اخلاقی، هنوز باید «مطالعه کنیم، پیمایش انجام دهیم و قرارگاه تشکیل دهیم»؟! اگر پس از چهار دهه هنوز قرار است «کار علمی را آغاز کنیم»، پس مسئولیت این تعلل، غفلت و ترک فعلِ طولانیمدت بر عهده چه کسی است؟
این دیگر یا ناتوانی در تشخیص و تصمیم است یا خیانت در عمل.
بله، اقناع و کار فرهنگی ضروری است؛ اما اقناع هرگز جای قانون را نمیگیرد و فرهنگسازی جای اجرای قانون را پر نمیکند. اینکه بسیاری از افراد مکشوفه ـ بر فرض صحت این ادعا ـ عناد سیاسی ندارند، هرگز به معنای بیاعتباری قانون و تعطیلی اجرای آن نیست. باید میان جاهل، معترض، متخلف، مجرم فردی و جریان سازمانیافته تفکیک کرد؛ اما هیچیک مجوز تعطیل قانون، رها کردن میدان و باز گذاشتن راه برای گسترش فساد و فحشا نیست.
تقلیل این حرام شرعی و حرام سیاسی ـ که مستقیماً با دو رکن مقاومت، یعنی ایمان و غیرت دینی پیوند دارد ـ به عنوان بیخطرِ «سبک زندگی»، یک خطای راهبردی و خطرناک است. وقتی رفتارهای علنیِ خلاف شرع و مستهجن وارد عرصه عمومی میشود، حکومت اسلامی نمیتواند با تغییر عنوان مسئله، از مسئولیت شرعی و قانونی خود شانه خالی کند.
پیامک ابزار است، نه سیاست راهبردی. تبدیل جرم و منکر آشکار به «تخلف» نیز اگر به تضعیف ضمانت اجرا بینجامد، مبارزه با فساد نیست؛ عادیسازی، تقویت و تشویق آن است.
«وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ»
خطرناکتر از همه این است که گفته شود: «هنوز در جنگیم، پس عجله نکنیم.» در جنگ فرهنگی، زمان خنثی نیست؛ اگر یک طرف در حال پیشروی است، تعلل طرف مقابل یعنی عقبنشینی. خرید زمان برای آتش، آتش را خاموش نمیکند؛ دامنه و شدت آن را بیشتر میکند.
اگر حقیقتاً معتقدیم اسلام ناب نسخه سعادت فرد و جامعه است، باید به تعالیم آن عمل کنیم؛ نه اینکه نسخههای روشنفکری غربی را ـ که عاقبت بخش مهمی از آن را در جوامع غربی و ترکیه امروز میبینیم ـ با برچسب «عقلانیت و علم» جایگزین آموزههای روشن اسلام کنیم.
عقلانیت یعنی تشخیص صحیح و اقدام بههنگام؛ نه تعویق اقدام و دادن فرصت بیشتر به دشمن.
کار فرهنگی لازم است؛ علم لازم است؛ اقناع لازم است؛ اما همه اینها در کنار اجرای جدی و عادلانه قانون معنا پیدا میکند، نه به جای آن. حکومت نمیتواند در برابر آتشی که بنیانهای اخلاقی و هویتی جامعه را تهدید میکند، صرفاً جلسه تشکیل دهد و پیمایش انجام دهد.
وقتی خانه آتش گرفته است، تشکیل کمیته برای مطالعه آتش، اگر مضحک نباشد، دستکم جایگزین اطفای حریق نیست؛ اول باید آتش را خاموش کرد.
و اگر پس از چهل سال، هنوز نسخه حضرات این است که «مطالعه کنیم، قرارگاه تشکیل دهیم و عجله نکنیم»، باید پرسید:
این آتش قرار است چه زمانی خاموش شود؟ وقتی دیگر چیزی برای سوختن باقی نمانده باشد؟
كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُون
یاعلی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات جنگِ رمضان ،
تاريخ : یکشنبه 05 مهر 1405 | 04:27 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










