بسم الله القاصم الجبّارین
اقتدار؟!
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»
اقتدار در هر حکومتی فقط در تعداد موشکها، نیروهای امنیتی و قدرت نظامی خلاصه نمیشود. قدرت، بدون اعتبار و آبروی اجتماعی، اجرای قانون و مدیریت کارآمد، اقتدار پایدار و واقعی نمیسازد.
هر حکومتی ممکن است از نظر نظامی قدرتمند باشد؛ اما اگر قوانین در جامعه اجرا نشوند، مجریان قانون علناً اعلام کنند که قانونی را قبول ندارند، جرائم علنی و فجیع بدون هیچ واکنش مؤثر باقی بمانند و همزمان کشور با بیکفایتی و ناکارآمدی شدید اقتصادی دستوپنجه نرم کند، باید هشدار داد:
مسئله دیگر فقط ارتکاب فحشا و دیاثت از سوی جمعی از افراد لاابالی، یا یک بحران اقتصادی معمولی نیست؛ مسئله، فرسایش اعتبار حکومت و در نهایت خطر فروپاشی است.
وقتی قانونی وجود دارد، اما جرم بهصورت گسترده و علنی رخ دهد و در برابر آن قانون مجازات مجرم اجرا نشود، دیگر مشکل فقط تخلف یک فاسد یا حتی یک مفسد نیست؛ مشکل بسیار بزرگتر، بیاعتبار شدن قانون و تضعیف اقتدار مجری قانون است.
اگر مسئولی که وظیفه اجرای قانون را بر عهده دارد، آشکارا بگوید: «فلان قانون را قبول ندارم.» – گرچه در مکتب حضرت امام خمینی(ره)، نظام جمهوری اسلامی بر اساس "ولایت فقه" است – این پرسش بنیادین مطرح میشود: در یک کشور، حتی اگر غیراسلامی باشد، حاکم نهایی قانون است یا سلیقه مجری؟
از سوی دیگر، اقتصادی که گرفتار تورم، فساد، ناکارآمدی، کاهش قدرت خرید و ناتوانی مدیریتی باشد، مستقیماً اعتماد عمومی را فرسوده میکند.
پس هنگامی که سرمایه اجتماعی فروبریزد، قدرت نظامی بهتنهایی هرگز نمیتواند آن را جبران کند.
البته یکی از ارکان مهم اقتدار، انسجام(اتحاد مقدس مؤمنان) و پرهیز از نزاع و اختلاف است: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»
یعنی اختلاف و نزاع داخلی میتواند به شکست و از میان رفتن هیبت، انسجام و توان اجتماعی بینجامد.
خطر اصلی همیشه از مرزهای جغرافیایی آغاز نمیشود؛ بلکه گاهی از جای دیگر آغاز میشود؛ مثلا مردم چونکه میبینند اراذل و اوباش آزادانه مرتکب فحشا و منکر میشوند قانون را جدی نمیگیرند؛ سپس مدیران و مسئولان به سبب ازدیاد مجرمین کارآمدی خود را از دست میدهند و حکومت، اعتبار اجتماعی و آبروی خود را از دست میدهد، ناگزیر خطر فروپاشی مطرح شده و دشمنان خبیث از کمینگاه بیرون آمده و حمله میکنند.
قدرت نظامی میتواند حکومت را برای مدتی سرپا نگه دارد؛ اما اجرای واقعی قانون، تحقق عدالت و کارآمدی مدیران است که اعتماد حقیقی ملت را به وجود میآورد و میتواند حکومت را پایدار نگه دارد.
بنابراین، پیش از آنکه بحران به فروپاشی سیاسی و اجتماعی برسد، باید با جدیت:
قانون را حاکم کرد؛
مسئول نالایق را کنار گذاشت؛
با فساد و فحشا مبارزه کرد؛
اقتصاد و معیشت را اصلاح نمود؛
و اعتماد مردم را بازسازی کرد.
اقتدار کشور با شعار و کارهای نمایشی مصونیت پیدا نمیکند؛
کشور را با تحقق عدالت، مجازات قانونی مجرم، کارآمدی در عمل و اعتماد مردم به مسئولان حفظ میکنند.
و خطرناکترین وضعیت برای هر حکومتی آن روزی است که ظاهراً نظام پابرجاست، اما آبرو، اعتبار و ارزش واقعی آن در ذهن مردم جامعه فرو ریخته و نابود شده است.
«لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»
یاعلی
۱۶ شهریور ۱۴۰۵
موضوعات مرتبط: اخبار ، سلسله تحریرات جنگِ رمضان ،
تاريخ : جمعه 03 مهر 1405 | 03:18 | نویسنده : vafsi-bayyenat | ارسال نظر(0)










